استاد پناهیان در گفتگویی به مناسبت تقارن فاطمیه و نوروز یک راهبرد مهم مطرح کرد. متن کامل این گفتگوی کوتاه که توسط ماهنامۀ روضه صورت گرفته است را در ادامه میخوانید:

* نظرتان در رابطه با تقارن ایام فاطمیه و نوروز را بفرمایید؟
ما به دو دلیل باید در فاطمیهای که در پیش داریم بیشتر از محبت حضرت زهرا(سلام الله علیها) سخن بگوییم. یکی به دلیل فضای وحدت و فضایی که در جامعه وجود دارد، که نیازی نیست به برخی مصائب تصریح کنیم. دلیل دوم هم اینکه فضا فضای عید است و مردم یک وقت تصور نکنند که ما میخواهیم عیدشان را ماتم کنیم.
البته مستمعین هیأتها، میدانند کسانی که به هیأت میآیند بیشترین لذت را میبرند، و حالا که تعطیلات آغاز شده و بهار پرفراغتی پیش آمده، در برگزاری و لذت بردن از هیأت بهترین استفاده را میتوانند کنند. چون هیأتهای ما در واقع محل شادی و لذت بردن از محبت اهلبیت است.
منتها اینکه عرض کردم بیشتر به محبت بپردازیم، برای کسانی است که از بیرون تصور اشتباهی پیدا کردهاند و برایشان سوءتفاهم شده است که هیأتها ماتمکده هستند. اگر بیشتر به محبت بپرداریم، برای این عده رفع سوءتفاهم میشود. به هیأت میآیند و میبینند که زیباترین ابراز محبتها به یک مادر بزرگوار دارد صورت میگیرد.
از طرف دیگر، این بیشتر پرداختن به محبت در فاطمیه، تأثیرات بینالمللی هم دارد. ما باید حضرت زهرا(س) را به عنوان زن نمادین دینمان که دختر پیغمبر است به جهانیان معرفی کنیم. اگر دیگر ادیان جهان چنین موقعیتی داشتند، تمام جهان را تحت تأثیر دین خودشان قرار میدادند. اگر ما از «محبت» حضرت زهرا(س) دم بزنیم، توانستهایم حضرت زهرا(س) را به جهانیان معرفی کنیم. مردم جهان باید بدانند که اینجا تمام اولیاء خدا، از مردان و زنان، مرید او هستند. پیغمبر اکرم(ص) جلوی پای ایشان تمام قامت میایستد.
ما اگر از محبت حضرت زهرا(س) دم بزنیم، هم آثار خوب منطقهای دارد- همۀ برادران اهل سنتمان به محبت ایشان معتقد هستند- هم آثار خوب جهانی دارد، و هم آثار خوب فراوانی در جامعۀ خودمان دارد؛ و فرصت تجربۀ لذت معنوی مجالس اهلبیت(ع) را برای کسانی که به دلیل یک سوءتفاهم از لذت شرکت در چنین جلساتی محروم ماندهاند را به مرور فراهم میکند.
* در خصوص اهل سنت، خیلیها می گویند اصطکاک پیش میآید؟
اگر از محبت صحبت کنیم اصطکاکی پیش نمیآید. در فتوایی که یکی از مفتیهای وهابی در پاکستان داده بود که با شیعیان معامله و خرید و فروش انجام ندهید، نها مهدور الدم هستند، در همان فتوایش هم نوشته بود، شکی در محبت به حضرت زهرا(س) نیست.
میخواهم بگویم محبت حضرت زهرا(س) محل اتفاق است. منتها ما میخواهیم زود از محبت نتیجه بگیریم. اما باید از نتیجه کمی فاصله بگیریم، مقدمهچینی کنیم، آنقدر از محبت حضرت زهرا(س) دم بزنیم تا کم کم همه زیر خیمۀ این محبت بیایند. بعدها با یکی دو سوال که در ذهنها پیش میآید خیلی از مشکلات حل خواهد شد؛ اصلاً نیازی نیست آن سؤالات را مطرح کنم. پس اگر از «محبت» صحبت کنیم به نفع منطقه، به نفع جهان اسلام، و به نفع شرایط کنونی است که خیلی ها دنبال تفرقهافکنی هستند.
* آنگاه روضه چه می شود؟
بنده نمی گویم روضه نخوانید، روضه بخوانید اما غلبه را به بحث محبت بگذارید. از طرف دیگر، زمانی که از محبت دم بزنیم، خیلیها که با مراسم اهلبیت(س) اُنس ندارند و از دور عزاداریها را ماتم و اندوه تعبیر میکنند، بیشتر جذب میشوند. میگویند ما به هیأت میرویم و یک تجربۀ زیبایی از محبت را لمس میکنیم.
اگر از محبت دم بزنیم، غیر از این دو فایدۀ داخلی و منطقهای یک فایدۀ جهانی هم دارد. اصلاً جهان نمیداند در دین اسلام، کعبۀ دلهای ما دختر پیغمبر است! نمی دانند! اگر این را میدانستند، دیگر نمیتوانستند برای پیغمبر ما کاریکاتور بکشند. دین ما خیلی مردانه به جهان معرفی شده است، در حالی که سیدة نساء العالمین در دین ماست، و دختر پیغمبر ماست و همۀ دنیا باید ما را به حضرت زهرا(س) بشناسند. «این الفاطمیون»ی که در روز قیامت گفته میشود، اگر در همین دنیا گفته شود، صحرای محشری به پا خواهد کرد.
اگر ما در جهان به حضرت فاطمۀ زهرا(س) شناخته شویم، جواب تمام توهینهایی که به پیغمبر میشود را دادهایم، اجازۀ تحریف این دین را سلب کردهایم و از کسانی که جذب دینهای انحرافی میشوند، جلوگیری کردهایم؛ یعنی تأکید بر محبت حضرت زهرا(س) یک چنین راهبرد فوقالعادهای است. اگر ما در این نوروز بتوانیم از این فرصت استفاده کنیم و محبت خودمان را به حضرت فاطمۀ زهرا(س) را جهانی کنیم و همۀ جهان از محبت ما به حضرت زهرا(س) خبردار شوند، کمک کردهایم به جهانی شدن دینمان، و کمک کردهایم به نامۀ مقام معظم رهبری به جوانان اروپا.
* نظرتون درمورد نشریه روضه و روضه نیوز را بیان کنید؟
واقعاً درمورد روضه، هیأت و محبت اهلبیت و شعائر دینی جای همچنین فعالیت و نشریه و سایتی خالی بود. امیدوارم شما به جزئیات بیشتر بپردازید و سلیقهها را به اقتراح بگذارید و در مورد آنها گفتگو شود، تا سلیقههایی که در مورد هیأتها هست رشد پیدا کنند و در یک فضای خیلی دوستانه، مؤدبانه و محترمانه تضارب آرا صورت گیرد. آدمها وقتی سلیقههایشان از هم دور است و در مورد سلیقههایشان با هم صحبت نکردهاند، این وضعیت در درازمدت موجب تفرقه و نحلهسازی میشود.
اما شما بیایید اهالی سلایق مختلف را با زیبایی کنار هم جمع کنید، ظرفیت گفتگو را دربارۀ سلایق مختلفی که در هیأتها جاری است بالا ببرید و به تقویت فرهنگ محبت اهلبیت بیشتر بپردازید. یعنی شما کار بسیار خوبی را آغاز کردهاید و جای تکامل این کار هم وجود دارد که حتماً برای پیشرفتش برنامه دارید و برنامهریزی خواهید کرد.
پس کی این جمهوری اسلامی می خواد به وعده خودش عمل کنه؟ پس کی می خوان آب و برق رو مجانی کنن؟ مگه ندیدن مردم چقدر برای آب و برق مجانی خون دادن و زجر کشیدن؟ مگه ندیدن مردم برای آب و برق مجانی چطور به استقبال امام اومدن تا امام آب و برق رو برای مردم مجانی کنن؟ اصلاً مردم برای آب و برق مجانی انقلاب کردن و گرنه داشتن زندگیشون رو می کردن.
بله متن بالا رو درست خوندین و اشتباهی در کار نبوده. این متن درست حرف افرادی هست که می خوان به نحوی انقلاب مردم رو ربط بدن به مادی بودن اون نه به معنوی بودن انقلاب. در واقع جوری دارن وانمود می کنند که انگار کسی نداند، فکر میکنند مردم برای آب و برق مجانی این همه خون دادن و این همه زجر رو تحمل کردن. اما حقیقت آب و برق مجانی اصلاً چه بوده؟
اگر کل کلیپ ها و سخنرانی ها و متن روزنامه های 12 بهمن سال 57 را هزاران بار بخوانید اصلاً به چنین جمله ای از امام خمینی (ره) برخورد نخواهید کرد که امام فرموده باشند آب و برق مجانی می شود. خیلی ها مدام می گویند چرا صدا و سیما فیلم کامل این سخنرانی امام در بهشت زهرا (س) رو پخش نمی کند. خب اگر واقعاً همچین موضوعی بوده آیا به نظر شما صدا و سیمای وقت که تحت کنترل رژیم شاه بود می توانست به نفع امام این تیکه از سخنرانی را حذف کند؟ و هیچ اثری از آن باقی نماند؟

ولی وقتی به بررسی این موضوع در سال 57 می پردازیم متوجه می شویم که اصل وعده آب و برق مجانی را سخنگوی دولت موقت آقای عباس امیر انتظام مطرح کرده است، آن هم برای اقشار کم درآمد و گواه این مدعا روزنامه 8 اسفند ماه 57 کیهان می باشد. لابد می خواهید بگویید در آن زمان هم شریعتمداری مسئول کیهان بوده!!!
اما صدایی از امام خمینی (ره) موجود است که ایشان می فرمایند : سرتاسر ایران براى ضـعـفـا مـسـکن می سازیم، همین دارایى شاه سابق و خواهر و برادرش براى یک مملکت، براى آباد کردن یک مملکت کافى است. ما عمل مى کنیم، حرف نمى زنیم. تمام کمیته هایى که در تـمـام اطـراف ایـران هـسـت مـوظـفـند که آنچه به دست آمد از مخازن ایران، هر چه که اینها بـردنـد و مـخـفى کردند و اتباع آنها بردند و مخفى کردند، آنها را که به دست آمده است، بـه بـانـکـى کـه شـمـاره اش را بـعـد تـعـیـیـن مـى کـنـم تـحویل بدهند که براى کارگرها، براى مستضعفین، براى بینوایان، هم خانه بسازند، هـم زنـدگـى آنـها را مرفه کنند. ما علاوه بر اینکه زندگى مادى شما را مى خواهیم مرفه بـشـود، زندگى معنوى شما را هم مى خواهیم مرفه باشد. شما به معنویات احتیاج دارید، مـعـنویات ما را بردند اینها. دلخوش نباشید که مسکن فقط بسازیم، آب و برق را مجانی میکنیم برای طبقه مستمند، اتوبوس را مجانی میکنیم برای طبقه مستمند، دلخوش به این مقدار نباشید. معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدهیم.

این صدای امام خمینی (ره) در تاریخ 8 اسفند در مدرسه فیضیه بیان شده است، نه 12 بهمن در بهشت زهرا(س) و در خصوص کمک به مستضعفین و طبقه مستمند امام به وعده خودشان عمل کردند و حساب 100 امام یا کمیته امداد امام یا جهاد سازندگی و ... از این دست اقداماتی بود که نشان می دهد امام خمینی (ره) به وعده خود عمل کردند و هیچ کس نمی تواند آنرا کتمان کند.
اما در خصوص وعده مجانی آب و برق بیاییم یکبار دیگر صحبت های امام را بادقت بخوانیم : دلخوش نباشید که مسکن فقط بسازیم (ویرگول) آب و برق را مجانی میکنیم برای طبقه مستمند (ویرگول) اتوبوس را مجانی میکنیم برای طبقه مستمند (ویرگول) دلخوش به این مقدار نباشید (مکث کوتاه) معنویات شما را (ویرگول) روحیات شما را عظمت میدهیم.
درواقع امام خمینی (ره) به نوعی در واکنش به صحبت های سخنگوی دولت موقت تأکید کرده اند که به مادیات دلخوش نباشید بلکه به معنویاتی که از دست داده ایم توجه داشته باشید و از یاد نبرید برای چه انقلاب کرده اید گواه این تفسیر از صحبت های امام، برکنار کردن رئیس بنیاد مسکن زمانی که گفته بود ما به همه محرومین زمین میدهیم، است. امام گفت چرا وعدهای میدهید که نمیتوانید عمل کنید، چرا برای یک عده طمع ایجاد میکنید؟

26 اسفند، سال روز فراق جان سوز بزرگ مردی است که تاریخ چنان که باید او را نشناخت و با گوهر وجودی اش، آشنا نگشت؛ حاج سیداحمد خمینی رحمه الله ، آن فرزند مبارزه، ایثار و گذشت در راه اسلام عزیز که سراسر عمر شریفش را وقف اسلام و انقلاب کرد. ابرمردی که در کوران حوادث قبل و بعد از انقلاب اسلامی مان، چون کوهی استوار در کنار مراد خویش ایستاد تا با سینه ای به عظمت دریا، رازدار و امین خمینی کبیر باشد.
بی شک، نام بلند احمد خمینی که لحظه ای از یاد محرومان و مستضعفان غافل نبود و به اسلام و امام و انقلاب عشق می ورزید، بر پیشانی تاریخ انقلاب خواهد درخشید و همواره در صدر فهرست پرچم داران امام خمینی رحمه الله ، در تاریخ مبارزات آزادی خواهان خواهد ماند.
حاج سیداحمد خمینی رحمه الله در 24 اسفند سال 1324، در خانه دانش و فضیلت در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود. امام خمینی رحمه الله ، از همان کودکی درباره تربیت و تحصیل او دقت می کرد. متوجه بود که با چه افرادی رفت و آمد می کند و دوستانش چه کسانی هستند. حاج احمدآقا، دوران دبستان را در مدرسه اوحدی و دبیرستان را در مدرسه حکیم نظامی قم گذراند. در طول تحصیل به ورزش، به ویژه فوتبال علاقه مند شد و بعدها به عضویت تیم فوتبال قم درآمد. او سرانجام با تشویق پدر بزرگوارش، وارد حوزه شد و تحصیلات عالی خود را در حوزه علمیه آغاز کرد.
حاج احمد آقا، فرزند شخصیتی بود که نهضت اسلامی با هدایت و رهبری او شکل گرفته بود. پرورش در کنار چنان بزرگ مردی، در خاندان قیام و مبارزه، خواه ناخواه او را درگیر مسائل مبارزاتی می کرد. او با پیروی از رهبرش در دوران اختناق ستم شاهی و مراقبت ها و کنترل های ساواک، با فداکاری و حمایت نیروهای انقلابی، توانست کانون قیام پانزده خرداد را در سال های تبعید امام خمینی رحمه الله برپا نگه دارد. نقش او در بسیاری جهات منحصر به فرد، نوآورانه و نمادی از عشق به اسلام ناب محمدی بود.
استقلال و آزادیِ ملت ایران، هماره مدیون فداکاری های بزرگانی است که برای تحقق آرمان های اصیل اسلامی مبارزه کردند. در این میان، حاج سید احمد خمینی، با قامت افراشته در سال های پر تب و تاب تعبید امام تا پیروزی انقلاب، برجسته ترین و حساس ترین وظایف را با درایت و تیزبینی انجام داد. او پس از شهادت برادر بزرگوارش، آیت الله سید مصطفی خمینی، مسئولیت اصلی ارتباط امام امت با یاران انقلاب را برعهده داشت. او همچنین به امر امام خمینی رحمه الله ، حمایت از مبارزان و رسیدگی به وضع خانواده های زندانیان و تبعیدشدگان سیاسی را عهده دار بود.
حاج احمدآقا پس از تبعید امام خمینی رحمه الله در سال 1343 به ترکیه و سپس عراق، تا سال 1344 موفق به دیدار ایشان نشد. پس از انتشار خبر اقامت امام در نجف، به تکاپو افتاد تا به دیدار ایشان بشتابد. او به این دلیل که ساواک، کنترل شدیدی بر طرفداران نهضت امام خمینی رحمه الله داشت، بدون گذرنامه و به صورت مخفیانه از راه آبادان به نجف اشرف رفت. حاج احمدآقا در مدت پنج ماه اقامت در نجف اشرف، تکمیل معارف دینی را پی گرفت و از محضر امام و برادر ارجمندش کسب فیض کرد. او سپس به فرمان امام، کانون گرم خانواده را به قصد انجام رسالتش در ایران ترک گفت و مخفیانه راهی وطن شد. در مسیر بازگشت، در مرز خسروی بازداشت و به سازمان امنیت آنجا منتقل گردید. چنان که اسناد مبارزات او در پرونده های ساواک نشان می دهد، در بازجویی ها، زیرکانه مأموران را فریب داد و هویتش در مرز برای ساواک شناخته نشد و پس از آزادی به قم بازگشت.
حاج احمد آقا پس از بازگشت از نجف به ایران و انجام مأموریت هایی که از سوی امام برعهده داشت، برای بار دوم در اواخر سال 1345 به طور مخفیانه از راه خرمشهر به نجف رفت. در این سفر، او به دست پدربزرگوارش عمامه بر سر گذاشت و با پوشیدن لباس روحانیت، دوره تازه ای از فعالیت های خود را آغاز کرد. این بار هنگام عبور از مرز دستگیر و در ساواک قصر شیرین شناسایی شد. وی را از قصر شیرین به زندان قزل قلعه تهران منتقل کردند و قرار بازداشت وی به اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلی صادر شد.
ساواک که از بازجویی های فراوان نتوانست مدارکی مبنی بر اثبات اتهام وی به دست آورد، برای بهره برداری بیشتر، خبر دستگیری حاج احمد آقا را از سوی مأموران عراقی به مطبوعات داد که ناخواسته موجب مطرح شدن نام و یاد امام خمینی رحمه الله و چهره حاج احمد آقا به عنوان شخصیت سیاسی و مبارز شد. سرانجام یادگار امام در همان سال از زندان آزاد گردید و به قم بازگشت. ساواک نیز با حساسیت بیشتر، به ویژه با ملبس شدن وی به لباس روحانیت، دستور مراقبت و کنترل شدیدتر حاج احمدآقا را صادر کرد.
حاج سید احمد خمینی رحمه الله با طلوع خورشید انقلاب اسلامی در بهمن 1357، همچون سال های گذشته در خدمت پدر به عنوان همراه، مشاور امین، یار و فدایی امام لحظه ای آرام نبود. در طول یازده سال رهبری حضرت امام خمینی رحمه الله ، او به شکل ناشناس به سراسر ایران سفر می کرد و به امام گزارش می داد. این سفرها معمولاً کوتاه بود. حاج احمد آقا گاه با لباس بسیجی یا به عنوان پاسدار همراه دوستانش به مناطق محروم می رفت و پس از بازگشت، مسائل را خدمت امام گزارش می کرد. نامه هایی از او موجود است که گزارش مسائل مردم و مشکلات و درددل های آنها را همان گونه که بی واسطه مشاهده کرده و شنیده، خدمت حضرت امام ارائه کرده است.
حاج سید احمد خمینی، پس از پیروزی انقلاب شکوه مند اسلامی، زمینه های لازم را برای ارتباط های گسترده امام با مردم و مسئولان که روزانه در نوبت های متوالی به دیدار امام می شتافتند، فراهم کرد. او نخستین کسی بود که با عشق و اعتقادی وصف ناپذیر، رهنمودهای رهبر کبیر انقلاب را به مراکز گوناگون منتقل می کرد و در پی گیری و انجام آنها لحظه ای آرامش نداشت.
در دوران دفاع مقدس، هر جا امام خمینی رحمه الله بود، در کنار او چهره مصمم و خستگی ناپذیر مشاور کاردان و امینش، احمدآقا نیز حضور داشت. نقش حاج احمدآقا در مسائل کلی نظام، در دوران دفاع مقدس به کسب اطلاع و انتقال آنها به امام و ابلاغ پیام های ایشان محدود نبود، بلکه او به لحاظ تجربه و تیزهوشی که داشت، به عنوان مشاور فرمانده کل قوا و مسئولان بلندپایه نظام در تصمیم گیری های مهم آن دوران پر مخاطره حضور داشت.
حاج احمد آقا خمینی را باید پس از امام شناخت؛ زمانی که پرتو نور خورشید امام رخت بربست و احمد آقا چون ماه پشت ابر، چنان که بود نمایان شد. در آن زمان، جهانیان دیدند که چگونه در برابر مقام ولایت، زانوی ادب بر زمین نهاد و با همه اعتقاد و ایمان، از ولایت فقیه پیروی کرد و همه فتنه ها و هراس ها را فرو نشاند.
حاج احمد آقا، بازوی توانایی برای مقام معظم رهبری و کمک کار و پشتوانه ای برای مسئولان نظامی اسلامی بود. او تقویت نظام و دستاوردهای انقلاب را مهم ترین وظیفه دینی و انقلابی خود می دید. حاج احمد آقا، دست پرورده مکتب خمینی بود و تمام گفتار و رفتارش در چارچوب وصایای حضرت امام خمینی رحمه الله و ولایت فقیه قرار داشت.
ایمان و اعتقاد حاج احمد آقا به ولایت فقیه، شاخص و جالب توجه بود. در زمان حیات امام خمینی رحمه الله ، او خود را در برابر ایشان، خدمت گذاری کوچک می دانست و با عشق و ارادت، انجام وظیفه می کرد. پس از رحلت امام خمینی رحمه الله نیز تمام همت خود را صرف کرد و در کنار رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای و همگام با مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی، در پیشبرد اهداف انقلاب و پاسداری از دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی کوشید. او چه در زمان امام خمینی رحمه الله ، و چه پس از ارتحال ایشان، حاضر نشد منصبی را به خود اختصاص دهد. هر چه بود، اطاعت از ولایت بود و همین اطاعت محض از مقام ولایت، به او آرامش حقیقی می داد.
صبح گاه روز 21 اسفند 1373، خبر بستری شدن یادگار امام در تهران و سپس در ایران پیچید و ساعاتی بعد با پخش خبر به طور رسمی از صدای جمهوری اسلامی ایران، غوغایی برپا شد. عارضه قلبی که در خواب برای حاج احمد آقا رخ داده بود، سبب سکته مغزی او شد. سرانجام پس از پنج روز تلاش بی وقفه تیم پزشکی، نتیجه مطلوبی به دست نیامد. احمد خمینی، همان کسی که نام و فداکاری های بی مانندش تا ابد در کنار نام مبارک امام خمینی رحمه الله ، در روح و روان عاشقان انقلاب اسلامی پر جلوه و پر اثر باقی خواهد ماند، ندای حق را در شامگاه 25 اسفند 1373 لبیک گفت و در 26 اسفند این خبر به گوش مردم رسید. بدین ترتیب، خزان عمر دنیایی حاج احمد آقا و بهار جاودانه او آغاز شد.
سید احمد خمینی، یکی از مؤثرترین عناصر در جریانات کلی کشور و انقلاب بود. (آیت الله خامنه ای)
در طول سال های انقلاب، چه بسیار گره ها که به دست او گشوده شد و چه بسیار کارها که به تدبیر او انجام شد. (آیت الله خامنه ای)
حاج احمد آقا خمینی، یک فرد قابل و لایقی بود. او در کنار امام یک عنصر لازم و بی بدیل بود. (آیت الله خامنه ای)
حاج احمد آقا، استوانه محکمی برای نظام، و بازوی توانایی برای نظام و مقام معظم رهبری و مسئولان نظام جمهوری اسلامی بود. (آیت الله فاضل لنکرانی رحمه الله )
مرحوم حاج احمد آقا، امین امام بود. (آیت الله فاضل لنکرانی رحمه الله )
حاج احمدآقا، گنجینه اسرار انقلاب بود. (سید حسن خمینی)
در آخرین سه شنبه هر سال مراسمی به نام چهارشنبه سوری برگزار می شود. معمولا در توصیف این جشن گفته می شود که رسمی است کهن که به ایران باستان باز می گردد اما اگرچه این رسم در ایران کهن سابقه داشته اما آنچه که امروزه به ما ارث رسیده کاملا ایرانی نیست. به نکات زیر توجه کنید:
1- در آیین زرتشت و ایران کهن چهارشنبه نبوده است!
علت اینکه چهارشنبه سوری به شکل امروزی اش در ایران کهن و آیین زرتشت نبوده، بسیار ساده است چون در تقویم باستانی ایرانیان اصلا چهارشنبه و ایام هفته وجود نداشته است. تقویم ایران باستان شامل دوازده ماه سی روزه بوده و در سال کبیسه پنج روز به سال اضافه می کردند. هر کدام از روزهای ماه را نیز به نام یکی از فرشتگان نامگذاری کرده بودند. بنابراین اصلا چهارشنبه ای وجود نداشته و اساسا تقسیم بندی روزهای ماه به هفته به بعد از ورود اسلام به ایران باز می گردد.
در کتاب تاریخ بخارا اشاره شده که منصور بن نوح از شاهان سامانی در نیمه اول سده چهارم هجری جشنی را برگزار می کند که موجب آتش سوزی در قصر او نیز می شود:
«..... و چون امیر سدید منصور بن نوح به ملک بنشست اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای ها را دیگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر سدید به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری چنانکه عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای آتش به جست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و امیر سدید هم در شب به جوی مولیان رفت .....»(تاریخ بخارا – تالیف ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی به نقل از عصر ایران)
آنچه از این بخش برداشت می شود این است که بطور یقین این جشن در 350 هجری و در ماه شوال که مصادف با پایان سال شمسی بوده توسط یکی از شاهان سامانی در بخارا و جوی مولیان برگزار شده است و آنجا که نگارنده به «عادت قدیم است» اشاره می کند مشخص می شود که این جشن از سالها و بلکه سده های پیش در ایران رایج بوده است. اما هیچ اشاره ای به روز آن نشده، یعنی شب چهار شنبه سوری.
در روزشماری قدیم اعراب، چهار شنبه روز منحوس و نا مبارکی شمرده می شده است. لذا سعی می کردند شب چهار شنبه را که نحس و نا مبارک بوده را با جشن و سرور بگذرانند و در آن شب و روز دست از خرید و فروش و کسب و کار بکشند چرا که اعتقاد داشتند به دلیل نحسی چهار شنبه هر معامله و کسبی که در آن شب و روز نیز انجام شود نامبارک خواهد بود، جاحظ در تالیف خود به چهار شنبه یا یوم الرباع اشاره میکند و میگوید: « وَ الاِربَعاء یَوم ضنک و نَحس »(به نقل از عصر ایران)
همچنین منوچهری دامغانی نیز در یکی از اشعار خود به نحسی این روز اشاره کرده و گفته :
چهار شنبه که روز بلاست باده بخور بسا تکین می خور تا به عافیت گذرد
بر اساس تعلیمات زرتشت آتش یکی از مخلوقات اهورا مزدا می باشد و بر خلاف یک تصور نابجا تقدیس آتش نه به دلیل پرستش آن که در واقع نوعی نشانه و اثر از روشنایی و حقیقت اهورا مزدا می باشد و نقشی کنایه ای دارد. چنانچه فردوسی می گوید:
نگویی که آتش پرستان بَدند پرستندگان پاک یزدان بُدند
سور در لغات به معنای جشن و سرور است. اما آنچه که امروزه به عنوان چهارشنبه سوری برگذار می شود و از انواع ترقه ها و وسایل خطرناک آتش بازی استفاده می شود به هیچ وجه به سور و جشن ارتباطی ندارد و با رسوم کهن ایرانی هم نسبتی ندارد. گزارشهای تاریخی قبل از میلاد مسیح نشان می دهد که ترقه بازی رسم چینی ها بوده که با ورود غربی ها به این معادله انواع وسایل ترقه بازی به شیوه نوین که ازجذابیت و البته مخاطرات بیشتری برخوردار هستند ساخته شده است. این بخش نیز امروزه به چهارشنبه سوری اضافه شده است.
بنابراین چهارشنبه سوری امروزی ما ملقمه ای است از آیین "جشن سور" ایرانیان باستان + نحوست چهارشنبه در نزد اعراب + ترقه بازی چینی ها و در واقع آنچه که امروزه در عمل از چهارشنبه سوری دیده می شود بیشتر چهارشنبه سوزی است تا چهارشنبه سوری.
تبیان
درد سر ، بین گذر ، چند نفر، یک مادر...
شده هر قافیه ام یک غزل درد آور
ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری
امنیت نیست ، از این کوچه سریع تر بگذر
دیشب از داغ شما فال گرفتم ، آمد :
دوش می آمد و رخساره … نگویم بهتر!
من به هر کوچه ی خاکی که قدم بگذارم
نا خود آگاه به یاد تو می افتم مادر
چه شده ؟! قافیه ها باز به جوش آمده اند:
دم در، فضه خبر! مادر و در، محسن پر...

شاعر:کاظم بهمنی